گاه باید خندید
بر غمی بی پایان
لحظه هایت بی غم
روزگارت آرام
برچسب:
نویسنده: کیان خوشنام


برچسب:
نویسنده: کیان خوشنام
برچسب:
نویسنده: کیان خوشنام
ما مناسب ترین آدم های ممکن بودیم
برای هم
که توی نامناسب ترین زمان ممکن برخوردیم به هم
تو خسته بودی از زخم های روی تنت
من خسته از مرهم گذاشتن روی تن زخمی آدم ها و نماندنشان
برچسب:
نویسنده: کیان خوشنام
برچسب:
نویسنده: کیان خوشنام
از واتس آپ بی آبرو تر نداریم
خب آخه من اگه می خواستم اون بفهمه
من یه چیز رو پاک کردم که پاکش نمی کردم!
برچسب:
نویسنده: کیان خوشنام
برچسب:
نویسنده: کیان خوشنام


برچسب:
نویسنده: کیان خوشنام
یگر نه می پرسم ،
نه اعتراض می کنم ،
نه افسوس می خورم ...
فقط می بینم ،
نفسی عمیق می کشم و
عبور می کنم .
که عبور ،
تنها مرهمِ زخمِ بی انصافیِ آدم هاست .
همیشه نباید ترمیم کرد ،
همیشه نباید فرصت داد ،
باید پذیرفت که آدم ها عوض نمی شوند ،
باید قبول کرد ؛
که بعضی ها وصله ی دنیایِ آدم نیستند ،
که بعضی ها ؛
فقط به دردِ فراموش شدن می خورند ...!!!
برچسب:
نویسنده: کیان خوشنام